هر سال در هفته گردشگری، دوباره از ظرفیتهای گردشگری گلستان صحبت میکنیم.از جنگل و کوه و دریا گرفته تا خلیج گرگان، آشوراده، پارک ملی گلستان، بافت تاریخی گرگان و روستاهایی که هرکدام میتوانند مقصدی برای سفر باشند. این ظرفیتها کم نیستند و شاید یکی از معدود موضوعاتی باشند که درباره آن اختلاف نظر چندانی وجود ندارد.
یادداشت محمد مهرگانفر مدیر کل دفتر فنی امور عمرانی حمل و نقل و ترافیک استانداری: گلستان با وجود این همه ظرفیت، در بخشی از مسیر گردشگری کشور هنوز بیشتر محل عبور گردشگر است تا مقصدی که گردشگر برای ماندن و تجربه کردن آن برنامهریزی کند. مسئله این است که چگونه میتوان این وضعیت را تغییر داد و حضور گردشگر را به ماندگاری بیشتر و در نهایت به درآمدی برای اقتصاد محلی تبدیل کرد. اما یک سؤال مهمتر وجود دارد،اگر گردشگری برای اولین بار وارد گلستان شود، چه چیزی باعث میشود تصمیم بگیرد یک شب بیشتر بماند؟
به نظر میرسد مسئله گلستان امروز دیگر فقط دیدهشدن جاذبهها نیست مسئله این است که چگونه از یک جاذبه، یک تجربه کامل برای گردشگر بسازیم. دیدن یک جنگل، یک بنای تاریخی یا یک ساحل ممکن است چند ساعت از وقت گردشگر را بگیرد، اما ماندن زمانی اتفاق میافتد که در کنار آن جاذبه، امکان اقامت، غذا، خرید، تفریح، تجربه و استفاده از خدمات محلی هم وجود داشته باشد.
بافت تاریخی گرگان نمونه خوبی از همین موضوع است. ارزش این بافت فقط در خانهها و بناهای تاریخی آن نیست امروز در کنار این بناها، کافهها، رستورانها، بازار، صنایعدستی، اقامت و فعالیتهای شهری شکل گرفته و همین موضوع باعث شده حضور گردشگر در بافت، به یک تجربه تبدیل شود. یعنی گردشگر فقط برای دیدن یک بنای تاریخی وارد بافت نمیشود ،میتواند چند ساعت در آن بماند، غذا بخورد، خرید کند و بخشی از فضای زندگی شهری را تجربه کند. این همان تفاوت میان «دیدن یک جاذبه» و «تجربه کردن یک مقصد» است.
در روستاهای استان هم فرصت مشابهی وجود دارد. گلستان در سالهای اخیر تعداد قابل توجهی اقامتگاه بومگردی ایجاد کرده و این اقامتگاهها توانستهاند بخشی از گردشگری را به نقاطی برسانند که پیش از این کمتر از آن بهره اقتصادی میبردند. اما اگر اقامتگاه بومگردی فقط محلی برای خواب گردشگر باشد، بخش مهمی از ظرفیت آن استفاده نشده است.
اقامتگاه باید دروازه ورود گردشگر به اقتصاد روستا باشد. گردشگر وقتی در یک روستا اقامت میکند، میتواند غذای محلی مصرف کند، محصولات کشاورزی و دامی روستا را بخرد، از صنایعدستی استفاده کند، با راهنمای محلی به طبیعت برود و از خدمات حملونقل و سایر خدمات محلی استفاده کند. در این حالت درآمد گردشگری فقط نصیب صاحب اقامتگاه نمیشود کشاورز، دامدار، صنعتگر، آشپز، راننده، راهنمای محلی و دیگر فعالان روستا هم از حضور گردشگر منتفع میشوند. این همان نقطهای است که گردشگری میتواند به اقتصاد واقعی روستا متصل شود.
در سواحل و خلیج گرگان نیز باید همین نگاه را دنبال کرد. احیای خلیج گرگان صرفاً یک موضوع محیطزیستی یا عمرانی نیست میتواند زمینه شکلگیری یک مقصد گردشگری متفاوت را فراهم کند. اما این موضوع زمانی به اقتصاد منطقه کمک میکند که ارتباط میان خلیج، آشوراده، بندرترکمن و سایر نقاط ساحلی با خدمات گردشگری، حملونقل، اقامت، غذا و فعالیتهای محلی برقرار شود. در عین حال، توسعه گردشگری در این منطقه باید به گونهای باشد که طبیعتی را که اساس جذابیت آن است، تحت تأثیر قرار ندهد.
واقعیت این است که نمیتوان همه ظرفیتهای گردشگری استان را همزمان و با یک الگوی واحد توسعه داد. بهتر است چند مقصد مشخص انتخاب شوند و برای هرکدام متناسب با ویژگیهای آن، یک تجربه گردشگری تعریف شود .یکجا طبیعتگردی محور باشد، جای دیگر میراث تاریخی و فرهنگی، در نقطهای گردشگری ساحلی و در روستایی دیگر، زندگی و فرهنگ بومی. در همه این موارد باید جاذبه، اقامت، غذا، حملونقل، خدمات و اقتصاد محلی در کنار هم دیده شوند.
در این میان، نقش دولت هم باید روشن باشد. قرار نیست دولت خودش همه اقامتگاهها، رستورانها یا مجموعههای گردشگری را بسازد. کار مهمتر این است که راه را برای کسی که میخواهد سرمایهگذاری کند، روشن و کوتاه کند ضوابط مشخص باشد، دستگاهها تصمیمهای متناقض نگیرند، زیرساختهای اصلی فراهم باشد. در استان گلستان، دولت در کنار این تسهیلگری، میتواند با هدایت و پرداخت تسهیلات نیز به اجرای طرحهای گردشگری و تقویت زیرساختهای مورد نیاز کمک کند. این حمایت برای سرمایهگذاریهای کوچک و متوسط و بهویژه کسبوکارهای محلی اهمیت زیادی دارد چراکه بسیاری از ایدههای خوب در روستاها و شهرهای کوچک، نه به دلیل نبود ظرفیت، بلکه به دلیل محدودیت منابع مالی فرصت اجرا پیدا نمیکنند.
از طرف دیگر، قرار نیست برای توسعه گردشگری همیشه به دنبال پروژههای بزرگ باشیم. گاهی یک مسیر دسترسی مناسب، پارکینگ، سرویس بهداشتی، اقامت باکیفیت، یک بازارچه محلی یا اتصال درست گردشگر به کسبوکارهای همان منطقه، میتواند بیشتر از یک پروژه بزرگ و منفرد به ماندگاری گردشگر کمک کند. مهم این است که بدانیم گردشگر بعد از دیدن جاذبه، چه چیزی برای انجام دادن دارد و پولی که در مقصد هزینه میکند، تا چه اندازه در همان منطقه باقی میماند.
شاید هفته گردشگری فرصت خوبی باشد که به جای تکرار فهرست جاذبههای گلستان، یک سؤال سادهتر از خودمان بپرسیم: چرا گردشگری که وارد گلستان میشود، باید تصمیم بگیرد یک شب بیشتر بماند؟
پاسخ این سؤال فقط ساخت هتل بیشتر یا تبلیغات بیشتر نیست. باید در مقصد چیزی برای دیدن، تجربه کردن، خوردن، خریدن و دوباره برگشتن وجود داشته باشد و در این میان، مردم محلی هم سهم واقعی از اقتصاد گردشگری داشته باشند.
گلستان برای توسعه گردشگری الزاماً به دنبال جاذبههای جدید نیست باید ببینیم با جاذبههایی که امروز داریم چه کردهایم. اگر بتوانیم «بازدید از یک جاذبه» را به «تجربه یک مقصد» تبدیل کنیم، آن وقت اقامتگاه بومگردی فقط محل اقامت نیست، بافت تاریخی فقط مجموعهای از بناهای قدیمی نیست و طبیعت هم فقط منظرهای برای عکس گرفتن نخواهد بود گردشگری میتواند به بخشی از اقتصاد واقعی شهرها و روستاهای گلستان تبدیل شود.
به امید روزی که گردشگر، گلستان را فقط برای عبور انتخاب نکند :بماند، تجربه کند و بخشی از هزینه سفرش در اقتصاد محلی استان جریان پیدا کند.
https://eghtesadhirkan.ir/View/News/Details.aspx?id=MTM3MQ%3D%3D