یادداشت، مینا محمودی مقدم - اقتصاد هیرکان - در سال‌های اخیر، توسعه گردشگری طبیعت‌محور و افزایش علاقه عمومی به حضور در فضاهای بکر جنگلی، فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی برای جوامع محلی ایجاد کرده است اما همزمان، شکل‌گیری الگوهای ناپایدار گردشگری، به یکی از چالش‌های جدی مدیریت این اکوسیستم کم‌نظیر تبدیل شده است. آنچه امروز در بخش‌هایی از جنگل‌های هیرکانی مازندران و گلستان مشاهده می‌شود صرفاً حضور بیشتر گردشگران نیست بلکه افزایش فعالیت‌هایی است که بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک منطقه انجام می‌شوند.

در میان این فعالیت‌ها، آفرودسواری با خودروها و موتورسیکلت‌های کراس به یکی از مصادیق بارز فشار بر جنگل‌های هیرکانی تبدیل شده است. حرکت مکرر وسایل نقلیه در مسیرهای جنگلی موجب فشردگی خاک، تخریب پوشش گیاهی، اختلال در چرخه طبیعی آب و افزایش فرسایش می‌شود. این مسئله در مناطق شیب‌دار جنگل‌های شمال کشور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند زیرا کوچک‌ترین تغییر در ساختار خاک می‌تواند زمینه‌ساز رواناب‌های شدید، فرسایش سطحی و حتی ناپایداری دامنه‌ها شود. علاوه بر این ایجاد مسیرهای غیررسمی برای عبور خودروها و موتورها، به تدریج دسترسی انسان را به بخش‌هایی از جنگل فراهم می‌کند که تاکنون از مداخلات گسترده در امان مانده‌اند.

با این حال آفرود تنها بخشی از مسئله است. رشد سریع تورهای غیرمجاز طبیعت‌گردی، کمپینگ‌های فاقد مدیریت، افزایش حضور گردشگران در مناطق حساس و انتشار گسترده موقعیت‌های بکر در شبکه‌های اجتماعی، فشار مضاعفی بر جنگل‌های هیرکانی وارد کرده است. بسیاری از مناطق طبیعی که تا چند سال پیش کمتر شناخته شده بودند امروز به مقاصد پرتردد تبدیل شده‌اند در حالی که زیرساخت‌های حفاظتی، ظرفیت مدیریت بازدیدکنندگان و نظام نظارتی متناسب با این افزایش تقاضا توسعه نیافته است. از سوی دیگر توسعه تلفن‌های هوشمند، دسترسی آسان به مسیرهای ناشناخته و تبلیغ سبک زندگی مبتنی بر هیجان در فضای مجازی، ورود به مناطق حساس و کم‌تحمل اکولوژیک را بیش از گذشته تسهیل کرده است.

نمونه‌هایی از این وضعیت را می‌توان در عرصه‌های مختلف جنگلی مازندران و گلستان مشاهده کرد از مسیرهای جنگلی که به محل تردد خودروهای آفرود تبدیل شده‌اند تا مناطقی که در تعطیلات با استقرار کمپ‌های متعدد و حضور انبوه گردشگران مواجه می‌شوند. حتی در برخی پارک‌های جنگلی که با هدف توسعه گردشگری کم‌اثر و حفاظت از محیط طبیعی مدیریت می‌شوند، ورود موتورسیکلت‌های آفرود و فعالیت‌های خارج از ضابطه به پدیده‌ای تکرارشونده تبدیل شده است. این روند نشان می‌دهد که چالش اصلی بیش از آنکه کمبود قوانین باشد، ضعف در اجرای مقررات، تعدد دستگاه‌های متولی و نبود یک نظام یکپارچه حکمرانی گردشگری در عرصه‌های طبیعی است.

تجربه کشورهای موفق در مدیریت گردشگری طبیعت‌محور نشان می‌دهد که حفاظت و گردشگری نه‌تنها در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه می‌توانند مکمل هم باشند مشروط بر آنکه توسعه گردشگری بر پایه ظرفیت برد اکولوژیک، مدیریت بازدیدکنندگان و کنترل فعالیت‌های پرخطر طراحی شود. تعیین پهنه‌های مجاز و ممنوعه، ساماندهی فعالیت‌های آفرود، اعمال محدودیت در مناطق حساس، تقویت نظارت میدانی، آموزش گردشگران و مشارکت جوامع محلی در حفاظت از عرصه‌های طبیعی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند فشار بر جنگل‌های هیرکانی را کاهش دهد.

واقعیت آن است که جنگل‌های هیرکانی صرفاً یک مقصد گردشگری نیستند این جنگل‌ها سرمایه‌ای ملی و میراثی جهانی هستند که حفظ آن‌ها نیازمند نگاهی فراتر از بهره‌برداری کوتاه‌مدت است. اگر توسعه گردشگری بدون توجه به ظرفیت‌های اکولوژیک و توان تحمل این زیست‌بوم ادامه یابد آنچه امروز به نام تجربه‌گرایی و گردشگری ماجراجویانه تبلیغ می‌شود، فردا به یکی از عوامل اصلی تخریب این اکوسیستم ارزشمند تبدیل خواهد شد. توسعه پایدار زمانی محقق می‌شود که میان بهره‌مندی از طبیعت و حفاظت از آن، تعادلی واقعی و پایدار برقرار شود.