یادداشت، سید مهدی مهیایی معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان -انتخاب این روز به سالگرد لازم‌الاجرا شدن «کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزر» موسوم به کنوانسیون تهران در ۱۲ اوت ۲۰۰۶ بازمی‌گردد کنوانسیونی که با مشارکت پنج کشور ساحلی خزر شکل گرفت و چارچوبی برای همکاری منطقه‌ای در حفاظت از این پهنه آبی ایجاد کرد. از این منظر، روز ملی خزر صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست بلکه یادآور مسئولیت مشترک در قبال آینده دریایی است که بخش مهمی از جغرافیا، اقتصاد و زیست‌بوم شمال کشور به آن وابسته است.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که روند تغییرات تراز آب خزر را در نظر بگیریم. بر اساس داده‌های تخصصی و گزارش‌های رسمی، تراز آب دریای خزر از سال ۱۳۷۴ تاکنون حدود ۲.۵ متر کاهش یافته است و حدود یک متر از این افت در چهار تا پنج سال اخیر رخ داده است. این کاهش، صرفاً تغییر یک شاخص هیدرولوژیک نیست بلکه می‌تواند با تغییر خط ساحلی، کاهش عمق آبراهه‌های دسترسی، تأثیر بر عملکرد تأسیسات بندری و ساحلی و تغییر شرایط تالاب‌ها و زیستگاه‌های وابسته به دریا همراه باشد. بنابراین روند تراز آب خزر باید به یکی از متغیرهای مهم در برنامه‌ریزی فضایی، توسعه زیرساختی و مدیریت نوار ساحلی کشور تبدیل شود.

در استان گلستان، این مسئله با وضعیت خلیج گرگان پیوندی مستقیم دارد. خلیج گرگان یک پهنه منفصل از خزر نیست بلکه بخشی از یک سامانه هیدرولوژیک و اکولوژیک به‌هم‌پیوسته است که پایداری آن به تراز آب دریای خزر، میزان تبادل آب از طریق کانال‌های ارتباطی، رژیم رسوب‌گذاری، شوری، تبخیر و شرایط اقلیمی وابسته است. کاهش تراز خزر و محدود شدن تبادل آب می‌تواند فرآیند طبیعی تجدید آب در خلیج را مختل کرده و تعادل هیدرولوژیک و اکولوژیک آن را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، احیای خلیج گرگان را باید در ارتباط مستقیم با تحولات دریای خزر و نه به‌عنوان یک موضوع مستقل دنبال کرد.

در همین راستا، مجموعه اقداماتی برای احیای خلیج گرگان در حال مطالعه و پیگیری است که تأمین حق‌آبه خلیج، لایروبی کانال‌های ارتباطی با دریای خزر و بررسی و اجرای طرح پمپاژ و انتقال آب از سمت غرب خلیج از مهم‌ترین آنهاست. در این میان، تأمین حق‌آبه باید به‌عنوان یکی از الزامات اصلی حفظ کارکردهای اکولوژیک خلیج مورد توجه قرار گیرد و اقدامات عمرانی از جمله لایروبی و انتقال آب نیز در چارچوب یک برنامه جامع و مبتنی بر مطالعات هیدرودینامیک، رسوب‌شناسی و محیط‌زیست در حال پیگیری می باشد . هدف نهایی، صرفاً افزایش حجم آب خلیج نیست بلکه حفظ تبادل آب، پایداری اکولوژیک و استمرار کارکردهای طبیعی و اقتصادی این پهنه ارزشمند است.

البته احیای پایدار خلیج گرگان با اجرای چند پروژه عمرانی به پایان نمی‌رسد. با توجه به روند کاهشی تراز خزر، پایش مستمر تراز آب، شوری، کیفیت آب، رسوب‌گذاری و میزان تبادل آب در کانال‌های ارتباطی ضروری است تا اثربخشی اقدامات انجام‌شده به‌صورت مستمر ارزیابی و در صورت نیاز اصلاح شود. تجربه خلیج گرگان نشان می‌دهد که مدیریت چنین سامانه‌ای نیازمند ترکیب همزمان تأمین حق‌آبه، مدیریت هیدرولیکی، اقدامات سازه‌ای، حفاظت اکولوژیک و پایش علمی است.

تحولات خزر در عین حال ضرورت بازنگری در الگوی توسعه نوار ساحلی کشور را نیز مطرح می‌کند. بنادر، تأسیسات ساحلی، گردشگری دریایی، فعالیت‌های اقتصادی و زیرساخت‌های ارتباطی باید با در نظر گرفتن روندهای هیدرولوژیک و سناریوهای احتمالی تغییر تراز آب برنامه‌ریزی شوند. در چنین شرایطی، مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی دیگر صرفاً یک رویکرد محیط‌زیستی نیست بلکه ضرورتی برای ایجاد تعادل میان توسعه اقتصادی، حفاظت از منابع طبیعی و افزایش تاب‌آوری زیرساخت‌های ساحلی در برابر تغییرات اقلیمی و هیدرولوژیک است.

دریای خزر برای ایران تنها یک پهنه آبی نیست بخشی از سرمایه طبیعی، ظرفیت اقتصاد دریامحور و یکی از مؤلفه‌های مهم توسعه مناطق شمالی کشور است. امروز که روند کاهش تراز آب آن با سرعت بیشتری خود را نشان می‌دهد، روز ملی دریای خزر باید فرصتی برای توجه جدی‌تر به آینده این دریا باشد. در گلستان نیز احیای خلیج گرگان، تأمین حق‌آبه، حفظ ارتباط هیدرولوژیک آن با خزر و اجرای اقدامات احیایی مبتنی بر مطالعه و پایش، بخشی از این مسئولیت است. آینده خلیج گرگان را نمی‌توان جدا از آینده دریای خزر دید این دو، اجزای یک سامانه به‌هم‌پیوسته‌اند و مدیریت آنها نیز باید با همین نگاه انجام شود.