یادداشت، محمد مهرگانفر مدیر کل دفتر فنی امور عمرانی حمل و نقل و ترافیک استانداری- تغییرات اقلیمی، افت ذخایر آب زیرزمینی، تغییر رژیم بارش، تخریب حوضه‌های آبریز و افزایش برداشت از منابع آب، معادله‌ای را که سال‌ها مبنای تحلیل‌های مدیریتی بود، تغییر داده است. در چنین شرایطی ممکن است باران بیشتری ببارد، اما آب کمتری در اختیار جامعه قرار گیرد. گزارش بررسی وضعیت منابع آب گلستان در خرداد ۱۴۰۵، یکی از روشن‌ترین مصادیق این تغییر است.

مطابق این گزارش بارش تجمعی سال آبی استان نسبت به سال گذشته حدود ۳۹/۴ درصد افزایش یافته و حتی نسبت به میانگین ۵۴ ساله نیز حدود ۶/۴ درصد بیشتر بوده است. اگر تنها همین دو شاخص مبنای تحلیل قرار گیرد، طبیعی است که وضعیت منابع آب نیز مطلوب ارزیابی شود. اما گزارش، روایت دیگری دارد. در همین دوره، دبی برخی رودخانه‌های استان در مقایسه با متوسط بلندمدت کاهش چشمگیری را نشان می‌دهد .در حوضه اترک این کاهش به بیش از ۹۰ درصد و در گرگانرود به بیش از ۶۰ درصد رسیده است. این هم‌زمانی یک تناقض آماری نیست بلکه نشانه تغییر در رفتار هیدرولوژیکی حوضه‌های آبریز است.

برای سال‌ها تصور می‌شد که افزایش بارندگی به‌طور طبیعی موجب تقویت منابع آب سطحی و زیرزمینی می‌شود، اما این رابطه امروز دیگر خطی و مستقیم نیست. آنچه تعیین‌کننده است توان سرزمین در تبدیل بارش به ذخیره پایدار آب است. اگر خاک توان نفوذ خود را از دست داده باشد، اگر پوشش گیاهی تخریب شده باشد، اگر آبخوان‌ها در اثر برداشت‌های مداوم دچار کسری شوند و اگر بارندگی‌ها عمدتاً به‌صورت رگبارهای کوتاه و شدید رخ دهند، بخش بزرگی از آب پیش از آنکه به سرمایه‌ای برای آینده تبدیل شود، به رواناب تبدیل شده یا از طریق تبخیر از چرخه بهره‌برداری خارج می‌شود. بنابراین مسئله اصلی دیگر میزان بارندگی نیست بازده هیدرولوژیکی سرزمین است.

این همان مفهومی است که در ادبیات نوین مدیریت منابع آب از آن با عنوان امنیت منابع آب یاد می‌شود. امنیت آب صرفاً به معنای وجود آب نیست، بلکه به معنای توانایی یک سرزمین در تأمین پایدار آب برای مردم، فعالیت‌های اقتصادی، محیط‌زیست و نسل‌های آینده است. در چنین نگاهی، شاخص‌هایی مانند پایداری آبخوان‌ها، جریان‌های پایه رودخانه‌ها، نرخ تغذیه منابع زیرزمینی و بهره‌وری مصرف آب، اهمیت بیشتری از میزان بارندگی پیدا می‌کنند. به همین دلیل، بسیاری از کشورها ارزیابی وضعیت منابع آب را از «پایش بارندگی» به «پایش عملکرد چرخه آب» تغییر داده‌اند.

گلستان نیز ناگزیر باید همین مسیر را دنبال کند. تفاوت شرایط هیدرولوژیکی حوضه‌های اترک، گرگانرود و قره‌سو نشان می‌دهد که منابع آب استان از الگوی یکنواختی تبعیت نمی‌کنند. ازاین‌رو، سیاست‌های توسعه کشاورزی، استقرار صنایع، توسعه سکونتگاه‌ها و حتی اولویت‌بندی پروژه‌های عمرانی باید بر پایه ظرفیت واقعی هر حوضه آبریز تنظیم شود نه بر اساس میانگین‌های استانی. نسخه واحد برای مدیریت همه مناطق، نه علمی است و نه پایدار.

از منظر برنامه‌ریزی توسعه، شاید مهم‌ترین پیام این گزارش آن باشد که منابع آب دیگر صرفاً یکی از نهاده‌های توسعه نیستند، بلکه به عامل تعیین‌کننده ظرفیت توسعه تبدیل شده‌اند. در گذشته دسترسی به زمین، شبکه حمل‌ونقل یا زیرساخت‌های انرژی، مهم‌ترین معیارهای مکان‌یابی پروژه‌ها بودند اما در دهه پیش‌رو، بدون شناخت دقیق ظرفیت منابع آب، هیچ برنامه توسعه‌ای نمی‌تواند از پایداری لازم برخوردار باشد. این موضوع تنها به کشاورزی محدود نیست توسعه شهرک‌های صنعتی، گسترش شهرها، سرمایه‌گذاری‌های جدید و اجرای پروژه‌های زیربنایی نیز باید با توان واقعی منابع آب همخوانی داشته باشند.

از همین رو، گزارش اخیر را نباید صرفاً یک گزارش فنی درباره بارندگی، رودخانه‌ها یا سدها دانست. این گزارش، هشداری برای نظام تصمیم‌گیری استان است. اگر همچنان موفقیت توسعه را تنها با شاخص‌هایی مانند افزایش سرمایه‌گذاری، توسعه کالبدی شهرها یا اجرای پروژه‌های عمرانی بسنجیم، بدون آنکه ظرفیت پشتیبان منابع آب را در نظر بگیریم، بخشی از هزینه‌های توسعه را به آینده منتقل کرده‌ایم. توسعه‌ای که بر ظرفیت واقعی منابع طبیعی استوار نباشد، دیر یا زود با محدودیت‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی روبه‌رو خواهد شد.

بر همین اساس، به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده است که در کنار ارزیابی‌های فنی، اقتصادی و مالی پروژه‌ها، «ارزیابی ظرفیت پشتیبانی منابع آب» نیز به یکی از الزامات تصمیم‌گیری تبدیل شود.


همان‌گونه که امروز مطالعات زیست‌محیطی یا ارزیابی ریسک برای بسیاری از طرح‌ها ضروری است، بررسی توان حوضه آبریز در تأمین پایدار نیازهای آبی نیز باید به بخشی از فرآیند برنامه‌ریزی استان تبدیل شود. این تغییر نه یک الزام بخشی، بلکه پیش‌شرط حکمرانی هوشمندانه توسعه است.

شاید مهم‌ترین خطای ما در برنامه‌ریزی این باشد که هنوز توسعه را بر اساس ظرفیت زمین، جمعیت و سرمایه تعریف می‌کنیم در حالی که در دهه پیش‌رو، ظرفیت منابع آب تعیین خواهد کرد کدام مناطق امکان توسعه پایدار دارند و کدام مناطق نیازمند بازنگری در الگوی توسعه هستند. گزارش اخیر آب منطقه‌ای گلستان، بیش از آنکه یک گزارش فنی باشد هشداری برای اصلاح این نگاه است. آینده گلستان را دیگر نمی‌توان تنها با نگاه به آسمان پیش‌بینی کرد

گزارش اخیر آب منطقه‌ای گلستان، بیش از آنکه یک گزارش فنی باشد، هشداری برای بازنگری در نگاه ما به توسعه است. در شرایط کنونی، پایداری توسعه استان بیش از گذشته به هماهنگی میان برنامه‌های عمرانی، ظرفیت منابع آب و توان اکولوژیک سرزمین وابسته است.