یادداشت، محمد مهرگانفر -اقتصاد هیرکان - بارش‌های قابل‌توجه از بهمن‌ماه ۱۴۰۴ تا فروردین‌ماه ۱۴۰۵، در شرایطی رخ داده است که منابع آب زیرزمینی در بسیاری از مناطق کشور و به‌ویژه در استان گلستان طی سال‌های اخیر با کسری تجمعی و افت مستمر تراز مواجه بوده‌اند.

بر اساس آخرین داده‌ها از ابتدای سال آبی جاری تا نیمه فروردین ۱۴۰۵، میزان بارش در کشور به حدود ۱۹۵ تا ۱۹۷ میلی‌متر رسیده که در مقایسه با میانگین بلندمدت، افزایشی در حدود ۵ درصد را نشان می‌دهد. در همین دوره در استان گلستان مجموع بارش‌ها به حدود ۳۶۰ میلی‌متر رسیده که ضمن ثبت رشد بیش از ۵۰ درصدی نسبت به سال گذشته، حدود ۸ درصد بالاتر از شرایط نرمال قرار دارد. این تفاوت نشان‌دهنده شکل‌گیری یک فرصت منطقه‌ای مهم در شمال کشور است که در صورت مدیریت صحیح می‌تواند به بهبود نسبی وضعیت منابع آب منجر شود.

ویژگی تعیین‌کننده این دوره، توزیع زمانی مناسب بارش‌هاست. وقوع بارش‌های مؤثر در بهمن و اسفند، همراه با تداوم آن در فروردین، موجب افزایش زمان ماندگاری رطوبت در خاک و تقویت فرآیند نفوذ شده است. در کنار این موضوع برآورد پوشش برف بهمن‌ماه که به حدود ۵۲۰۰ کیلومتر مربع رسیده، یک ظرفیت تأخیری ارزشمند برای تغذیه تدریجی منابع آب در ماه‌های پیش‌رو ایجاد کرده است. ذوب تدریجی این ذخایر برفی می‌تواند جریان پایه رودخانه‌ها و فرصت نفوذ در آبخوان‌ها را در پایین‌دست تقویت کند؛ ظرفیتی که در سال‌های خشک عملاً از دست می‌رود.

با این حال باید توجه داشت که این بهبود نسبی به معنای رفع بحران نیست. آبخوان‌های استان طی سال‌های اخیر به‌دلیل برداشت بیش از ظرفیت تجدیدپذیر، با عدم تعادل جدی مواجه شده‌اند. بنابراین، بارش‌های اخیر را باید یک «فرصت اصلاح» دانست، نه «پایان بحران». تجربه نشان داده است که بدون تغییر در الگوی مدیریت حتی دوره‌های پربارش نیز نمی‌توانند اثر پایداری بر منابع آب زیرزمینی داشته باشند.

در این مقطع نحوه بهره‌برداری از این بارش‌ها اهمیت تعیین‌کننده دارد. تقویت تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها از طریق توسعه چاه‌های تغذیه، حوضچه‌های پخش سیلاب و هدایت رواناب‌ها، یکی از مؤثرترین راهکارهاست به‌ویژه با توجه به تجربیات اجرایی موجود در استان که نشان داده این روش می‌تواند نقش قابل‌توجهی در افزایش نفوذ و بازسازی تراز آب زیرزمینی ایفا کند. در کنار آن، مدیریت هوشمند مخازن سدها با رویکرد تنظیم رهاسازی‌ها به‌گونه‌ای که فرصت نفوذ در پایین‌دست افزایش یابد، ضروری است. همچنین استفاده هدفمند از آب‌بندان‌ها و سازه‌های آبخیزداری کوچک، می‌تواند سهم بارش را در تغذیه منابع زیرزمینی تقویت کند. مهم‌تر از همه در این دوره باید برداشت از چاه‌های بهره‌برداری به‌صورت موقت کاهش یابد تا آبخوان‌ها فرصت «تنفس هیدرولوژیک» پیدا کنند.

در عین حال رخداد سیلاب‌های اخیر در برخی مناطق استان گلستان نیز نشان داد که در کنار فرصت‌های ناشی از بارش، ضعف در مدیریت رواناب همچنان یک چالش جدی است. بخشی از این سیلاب‌ها ناشی از شدت بالای بارش در بازه‌های کوتاه‌مدت و بخشی دیگر ناشی از محدودیت ظرفیت آبراهه‌ها، تغییر کاربری اراضی و کاهش نفوذپذیری خاک بوده است. این وضعیت به‌روشنی تأکید می‌کند که مدیریت منابع آب و مدیریت سیلاب دو روی یک سکه هستند به‌عبارت دیگر، هر میزان که در هدایت رواناب‌ها به سمت تغذیه آبخوان‌ها موفق عمل کنیم به همان نسبت از خسارات سیلاب نیز کاسته خواهد شد. توسعه زیرساخت‌های تغذیه مصنوعی، تقویت آبخیزداری و بازنگری در مدیریت حریم رودخانه‌ها می‌تواند این تهدید را به یک فرصت تبدیل کند.

افزایش قابل‌توجه بارش در استان گلستان نسبت به سال گذشته، این امکان را فراهم کرده است که در کوتاه‌مدت فشار بر منابع زیرزمینی کاهش یابد. اگر این شرایط با مدیریت هوشمند همراه شود، می‌توان بخشی از کسری تجمعی منابع آب را جبران کرد. در واقع این دوره زمانی، نقطه‌ای است که «فرصت اقلیمی» باید به «تصمیم مدیریتی» تبدیل شود.

جمع‌بندی آنکه تداوم بارش‌ها از بهمن تا فروردین، در کنار ثبت بارش بالاتر از نرمال در استان و وضعیت نزدیک به نرمال در مقیاس کشور، یک ظرفیت کم‌نظیر برای بازتنظیم نسبی بیلان منابع آب زیرزمینی ایجاد کرده است. اما این فرصت محدود و وابسته به کیفیت مدیریت است. اگر این دوره به تقویت تغذیه آبخوان‌ها، کاهش برداشت و بهره‌برداری هوشمند از زیرساخت‌های موجود منجر شود، می‌تواند به نقطه‌ای برای افزایش تاب‌آوری منابع آب تبدیل شود. در غیر این صورت، تنها یک بهبود مقطعی در یک روند بلندمدت ناپایدار خواهد بود.

باران یک رخداد طبیعی است اما تبدیل آن به سرمایه پایدار آب زیرزمینی، یک تصمیم مدیریتی است که تأخیر در آن به معنای از دست رفتن این فرصت خواهد بود